اون موقس که همه با تعجب نگات میکنند و فکر میکنند داری شوخی میکنی،اخه یه ادم یه شبه مگه تغییر میکنه؟!
اره من ی شبه تغییر کردم،و وقتی به التماس افتاد تا تیکه های قلبمو خودش جمع کنه و بهم بده دودستی پسش زدم،گریه کرد،فوهش داد،خیلی چیزارو یادم انداخت تا قلبم بلرزه مثل هزاران بار دیگ ای که لرزید و گفت اشکالی ندارهفولی این تو بمیری از اون تو بمیری ها نبود،این دفعه منطق بود که قلبمو برد به اسارت و اونو شکنجه داد تا حرف نزنه،این دفعه بی رحم و با نفرت،با جیغ و داد و فریاد گفت بــــــــــــــــــــــــــــــــــــرو
این دفع کلاف رو اتیش زد و ذره ای اشک نریخت و فقط پوزخند زد...
قدر ادمای صبور و عشقای زندگیتونو بدونید،یه روزی ی جایی ی موقعی از همه چی میبرن،نه تنها از شما بلکه از همه ی دنیا،اونوقت میان مثل من ی وبلاگ میزنند و توش حرف میزنند تا یکم سبک بشن و بتونند به زندگی برگردن
رهگذر...ما را در سایت رهگذر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114